فراموش کردن گذشته و حتی به یادآوردن اون چقدر می تونه برای ما مهم باشه؟ گذشته که تموم شده و رفته و هرگز بر نمی گرده. خیلی وقایع سنگین هستن که در گذشته ی ما اتفاق افتادن و ما رو بد طوری متاثر کردن اما با گذشت قدری از زمان ، نه از تاثیر ویران کننده ی اون چیزی مونده و نه از تصمیمی که ما برای آیندمون گرفتیم چیزی یادمونه.
بنویسین... بیاین همه ی قول هایی که به خودمون می دیم و تمام اتفاقات بزرگ زندگی رو بنویسیم. بنویسین توی چه شرایطی چه اتفاقی افتاد و اونوقت شرایط مشابه آینده رو بهتر پشت سر می گذارین.البته اونقدر تنبل نباشین که وقتب اسم نوشتن می یاد خودتون رو عقب بکشین.البته می تونین این کار رو کنین اگه که می خواین دستاتون رو جلوی زندگی بالا ببرین و بگین من تسلیمم.
زندگی...
هر چی فکر می کنی فقط زندگیه و زندگی
بدون خستگی و همیشه رو به جلو می ره
و همیشه ما رو با خودش می بره
و ...
معلوم نیست ما چقدر آماده ی سفر هستیم....
چقدر.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:43 توسط علی
قبل از هر چیز باید از محبوبه خانم که همیشه به من سر می زنه و همین طور من هم نوشته هاش رو دنبال می کنم عذر خواهی کنم، به این دلیل که با وجود مشغله کاری کمتر فرصت کامنت گذاشتن پیدا می کنم و توی همون فرصت های کوتاه هم نمی دونم چرا کامنت من یا ثبت نمی شه و یا اصلا لینک کامنت ها باز نمی شه.خلاصه حسابی شرمنده ، هم بابت بستنی، هم روز جهانی صلح و هم کیک تولد محمد رضا.
خانم دهداری هم که کاملا کم پیدا شدن ولی امیدوارم هر جا هستن پر تلاش باشن.از آقا یاسر هم برای لطفی که به من داشتن تشکر می کنم.
هیچ فکر کردین برای ماها چقدر فرصت وجود داره؟اصلا شما می دونین فرصت چیه؟چه تعریفی داره؟مثلا بیاید فرض کنیم فرصت یعنی امکان تغییر موقعیت فعلی.خب با این تعریف بریم جلو و مشخصا به یه نقطه می رسیم:تغییر موقعیت به یک موقعیت بهتر یا تغییر موقعیت به یک موقعیت بدتر. خب تا اینجا هم طبیعیه که هر فرصتی لزوما ما رو به جایی بهتر نمی رسونه و فکر نمی کنم کسی به چنین چیزی بگه فرصت.
پس فرصت شد امکان تغییر به یک موقعیت بهتر. موقعیت بهتر یعنی بهتر نسبت به الان. اینجا هم دو تا مسیر جداگانه داریم: موقعیت فعلی فی نفسه خوب باشه و موقعیت فعلی فی نفسه بد یا خنثی باشه.موقعیت فعلی ما باید در خودش چیزی داشته باشه تا بتونه امکان استفاده از فرصت را به ما بده یا به عبارتی موقعیت فعلی باید فرصت پذیر باشه.
پس فرصت شد امکان تغییر به یک موقعیت بهتر در یک زمینه ی پذیرا.
دوستان برای استفاده از فرصت باید یه خونه تکونی انجام بدین. باید خودتون رو فرصت پذیر کنین.این بحث هنوز ادامه داره...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت17:22 توسط علی
با سلام و خسته نباشید
ماه رمضان هم داره به آخراش نزدیک می شه ، یه فرصت دیگه هم تموم شد. حالا یا استفاده کردیم یا نکردیم، یا تا فرصت بعدی زنده هستیم یا نیستیم.بیاین قدری واقع بین باشیم، واقعیت اینه که ما فرصتی نداریم و حقیقت هم اینه که ما فرصتی نداریم اما واقعیت دیگه ای به نام روزمرگی ما رو از حقیقت بزرگی به نام مرگ غافل می کنه.خیلی دردناکه که یک حقیقت زیر یک واقعیت بی مایه گم بشه. اصلا هم حواسمون نیست که این چه جنایت بزرگیه و ما مسئول دفن یک حقیقت هستیم. حقیقت به واقعیت روزمرگی باخته و ما مسببش هستیم.البته اون که نه، ما باختیم.
یه مدت هست به بعضی از بچه ها گفتم ، حالا اینجا می نویسم که همه دوستان ببینن.اگه علاقه ای به ترجمه متون نجومی از زبان انگلیسی دارین می تونین با ما همکاری کنین.متن ها خبری هستن و خیلی هم بلند نیستن.البته تا به حال نتونستم دوستای اینترنتی رو به دلیل گرفتاری هاشون در این پروژه شریک کنم ولی امیدوارم بتونم در آینده باهاشون همکاری کنم.
فعلا...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:33 توسط علی
یک روز دیگه شروع شد و ما هنوز فرصت داریم اما از خودم می پرسم وقتی به آخرین روز و آخرین فرصت زندگی هم می رسیم چه احساسی داریم؟ممکنه بفهمیم که در لحظات آخر بسر می بریم یا نه؟ آیا احساسش شبیه روز امتحانه که وقتی ازش دوریم بازیگوشی می کنیم و همین که شب امتحان رسید تشویش پیدا می کنیم؟یا نه، شبیه یه امتحانه ناگهانیه که یه دفعه متوجهش می شیم و خیلی هم فرصتی برای تشویش نداریم؟
من خیلی نگرانم.الان اینقدر بازیگوشی می کنم و اگه همین روزه متوجه شدم فرصتی نیست، حتی شاید بزنم زیر یه گریه بلند و آرزو کنم همه ی اینا یه خواب باشه.
خدایا ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:16 توسط علی
ما هم با دوستان خوبم در انجمن نجوم شهرمون دیروز رو برای رصد هلال ماه جوان رمضان به بیرون شهر رفتیم اما متاسفانه به دلیل شرایط جوی و البته حضور مقدار بالایی گرد و غبار در افق موفق به دیدن اون نشدیم.
ابزار ما دو دوربین دوچشمی ۱۰۰*۲۵ و یک دوربین کوچک ۵۰*۷ بود که خوب در حد خودمون بضاعت بدی نیست.انجمن ما به تازگی صاحب یه رصدخانه با گنبد به قطر ۲ متر و تلسکوپ مید ۸ اینچ هم شده که در کنار آسمان نمای انجمن می تونه برای جوونا جذب کننده باشه.
گل بابا محمدرضا هم که مطابق معمول همیشه از سر و کول من بالا می ره و نمی ذاره من دست به هیچ کاری بزنم.خدا برای باباش نگه اش داره.می دونین دوستان،تا زماني كه خودتون پدر نشدين هر چي هم كه فكر كنين پدر ومادرتون رو مي فهمين ،بعد از بچه دارشدن مي فهمين خيلي درك ناقصي از اين موضوع داشتين.اگر والدينتون الان نزديكتون هستن حتما با مهربوني ببوسينشون چون خيلي فرصت نداريم كه به همديگه بگيم چقدر از اينكه در كنار هم هستيم خوشحاليد.
در پناه خدا و راستي حتما روزه هاتون رو بگيرينا.آفرين بچه هاي خوب.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:28 توسط علی
ماه رمضان هم داره از راه می رسه.من و خانمی امروز رو روزه ایم.به همراه دوستانم می خوایم آماده بشیم و برای رصد هلال ماه رمضان روز جمعه عصر تلاشمون رو انجام بدیم.
یه خبر هم دارم.به نقل از سایت astronomy now یک تیم از ستاره شناسان استرالیایی و آمریکایی گونه ی جدیدی از اجرام فضایی رو کشف کردن که به نام "ابر سحابی سیاره نما"(super planetary nebula) نام گذاری شده...
فعلا تا بعد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:33 توسط علی
با سلام.امیدوارم از این خبر مفصلی که نوشتم لذت ببرین.
تلسكوپ بزرگ 30 متري خانه اش را يافت.
شركت رصدخانه تلسكوپ بزرگ 30 متري TMT كه قصد ساخت پيشرفته ترين تلسكوپ جهان با گشودگي دهانه ي 30 متري را به عنوان نسل بعدي تلسكوپ هاي حرفه اي غول پيكر دارد، ماناكي در هاوايي را به عنوان محل احداث اين رصدخانه ي نجومي بزرگ انتخاب كرده اند كه طبق زمان بندي تا سال 2018 تكميل خواهد شد.
تصميم براي احداث اين رصدخانه در ماناكي منوط به اخذ مجوز ساخت از دپارتمان زمين و منابع طبيعي هاوايي است و اجتماع پر رونق كنوني ستاره شناسان را بر اين قله گسترش خواهد داد.اين سايت حاوي 13 رصدخانه ي مختلف است كه از جمله مي توان از رصدخانه دوقلوي 10 متري كك، تلسكوپ 3/8 متري سوبارو، تلسكوپ مادون قرمز ايالات متحده، دوپيكر جنوبي(جميني)، آرايه زير ميليمتري SMA و تلسكوپ جيمز كلارك ماكسول نام برد.
ماناكي با رطوبت پايين، متوسط حرارت پايين و وضعيت جوي عالي تضمين كننده شب هاي صاف زيادي است و توانست در رقابت سرو آرمازونس در شيلي پيروز شود.اين كشور آمريكاي جنوبي فهرست عظيمي از امكانات ستاره شناسي است، از جمله رصدخانه جنوبي اروپاESO ،تلسكوپ خيلي بزرگVLT و تلسكوپ جميني.همچنين ESO قصد دارد مكان تلسكوپ فوق العاده بزرگ 42 متري اروپايي به نام E-ELT را اوايل سال آينده معرفي كند؛ از ميان مكان هاي متفاوتي از شيلي تا جزاير قناري و موروكو و آرژانتين. E-ELT همچنين در تدارك آغاز فعاليت هاي علمي در سال 2018 م است و بدين ترتيب ما در هر دو نيمكره تلسكوپ غول پيكري خواهيم داشت.
آينه فوق العاده بزرگ TMT از 492 قطعه تشكيل خواهد شد.اين كاربراي جلوگيري از خم شدن آينه در قسمت مياني آن است كه در تلسكوپ هاي با قطر آينه بيش از 5 متر رخ مي دهد.
در نهايت ما تلسكوپي با توان جمع آوري نوري 9 برابر بزرگتر از بزرگترين تلسكوپ هاي اپتيكي كنوني (8 الي 10 متر) خواهيم داشت،كه با بهره مندي از قدرت تجزيه و تحليل تصاوير، قادر به تهيه تصاوير بي نظير از شكل گيري ستاره ها و سيارات، ضعيف ترين و دورترين كهكشان ها، تصاويري از سياره هاي فراخورشيدي همسايه مان، جستجو براي عدسي هاي گرانشي جديد و توانايي آزمايش انرژي تاريك و انبساط جهان خيلي بيتر از آنچه تاكنون انجام مي شده است خواهد بود.اين تلسكوپ نه تنها توسط آينه بزرگش بلكه توسط اپتيك سازگار قادر به حركت قطعات كوچك آينه در جهش هاي ميليمتري براي موازنه كردن اثر تاريكي جوزمين مي باشد.
شركت رصدخانه TMT شامل كلتك(انستيتو تكنولوژي كاليفرنيا)، دانشگاه كاليفرنيا، رصدخانه ستاره شناسي ملي ژاپن و كنسرسيوم دانشگاه هاي كانادايي مرحله طراحي را كه با انتخاب ماناكي به عنوان مكان رصدخانه 77 ميليون دلار آغاز كرده و ساختمان سازي كه انتظار مي رود 300ميليون دلار هزينه دربرداشته باشد توسط بنياد گردن و بتي مور و مشاركت كلتك و دانشگاه كاليفرنيا تقبل مي گرد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:55 توسط علی
سلام دوستان
امیدوارم از این خبر که نسبتا هم کامل هست و از منابع معتبر نجومی ترجمه شده استفاده ببرید.
آخرين خبرها از ماموريت "سريع السير زهره" سازمان فضايي اروپا؛ اسا
نقشه جديد به گذشته پرآب و آتشفشاني زهره اشاره دارد.
سريع السير زهره اولين نقشه خود را در طول موج مادون قرمز، از نيمكره جنوبي زهره ترسيم كرد. نقشه ي جديد زهره، حكايت از گذشته اي مشابه با زمين دارد:سياره اي با حركات تكتونيك و اقيانوسي از آب (تكتونيك صفحه اي: نظريه اي مبني بر اينكه پوسته زمين از قطعات نيمه جامد ساخته شده كه نسبت به هم حركت مي كنند) .
اين نقشه از بيش از هزاران عكسي تهيه شده كه در فاصله مي 2006 و دسامبر 2007 ثبت شده اند. به دليل پوشش ضخيم ابرهاي زهره،دوربين هاي معمولي نمي توانند سطح زهره را ببينند، اما "سريع السير زهره" از فركانس خاصي از طول موج مادون قرمز استفاده مي كند؛ طول موجي كه زهره در آن شفاف و قابل ديدن است .اگرچه در گذشته از سيستم هاي رادار براي تهيه نقشه هاي با وضوح بالا از سطح زهره استفاده شده است، سريع السير زهره در اولين گردش فضا پيما نقشه اي تهيه كرده كه به تركيب شيميايي سنگ ها نيز اشاره دارد.
اطلاعات جديد به دست آمده با كمي ترديد حكايت از آن دارد كه فلات هاي بلند زهره، قاره هايي قديمي با فعاليت هاي آتش فشاني هستند كه كه در گذشته توسط اقيانوس هايي احاطه شده بوده اند.به گفته نيلس مولر(مدير گروه نقشه برداري):"اين مطلب اثبات نشده، اما با مشاهدات فعلي سازگار است.فعلا همه ي آن چيزي كه مي توانيم بگوييم اين است كه سنگ هاي سطح فلات ها متفاوت از جاهاي ديگر سطح زهره است".
البته سنگ ها متفاوت به نظر مي آيند زيرا از ميان تابش مادون قرمزي كه به فضا گسيل مي كنند ديده مي شوند، مانند مانند آجرهاي ديوار كه در طول روز حرارت آنها بالا مي رود و در شب حرارت گرفته شده را پس مي دهند.بعلاوه سطوح مختلف تابش هاي حرارتي متفاوتي در طول موج مادون قرمز گسيل مي كنند كه توسط كميت فيزيكي به نام "ضريب گسيل" تعيين مي گردد.(ضريب گسيل برابر است با نسبت انرژي تابشي يك ماده به انرژي تابشي جسم سياه در دماي مشابه emissivity )."طيف سنج تصوير ساز مرئي و مادون قرمز _VIRTIS_ اين تشعشعات مادون قرمز را در طول شب از نيمكره جنوبي زهره آشكار كرده است.
هشت زهره نشين روسي از سال هاي 1970تا 1980 م برروي ارتفاعات زهره سنگ هايي شبيه بازالت را نشان مي دادند و اكنون نقشه ي جديد "سريع السير زهره" نشان داده كه صخره هاي فلات هاي " فوئبه" و" آلفا رجيو" نسبت به بقيه سياره رنگ هاي روشنتري دارند.
گرانيت وقتي تشكيل مس شود كه سنگ هاي قديمي متشكل از بازالت بر اثر تغييرات قاره ها به درون سياره فرو رفته اند(تكتونيك صفحه اي)، آب با بازلت تركيب مي شود و گرانيتي كه در اين بين پديد مي آيد توسط فوران آتش فشاني به سطح زهره بر مي گردد. وجود گرانيت بر سطح زهره حكايت از وجود اقيانوس در گذشته زهره است و همچنين نشانه ي تكتونيك صفحه اي در آن زمان است.
مولر خاطر نشان مي كند تنها راه دانستن اين كه آيا فلات هاي بلند زهره همان قاره ها هستند، فرستادن يك زهره نشين به آنجاست.
با گذشت زمان آب زهره در جو سياره بخار شده و سرانجام به فضا رفته است اما شايد فعاليت آتش فشاني هنوز باقي مانده باشد.رصدهاي مادون قرمز به دما بسيار حساس هستند، اما در تمامي عكس ها تنها تغييراتي بين 3 تا 20 درجه سانتيگراد ديده شده در حالي كه انتظار مي رفت حتي شاهد جريان هاي گدازه ي فعال باشيم.اگر چه تاكنون سريع السير زهره مدركي دال برفعاليت هاي آتش فشاني زهره نيافته است اما مولر معتقد است نبايد پيش داوري كرد.او مي گويد: (زهره سياره بزرگي است، حتي شايد توسط عناصر راديواكتيوي كه درون سياره وجود دارد گرم مي شود، همانند فعاليت هاي آتش فشاني زمين).
در واقع برخي مناطق از سنگ هاي تيره اي تشكيل شده كه اشاره به جريان هاي آتش فشاني قديمي دارند.نقشه جديد ابزار ديگري در اختيار ستاره شناسان قرار مي دهد تا به اين پرسش مهم جواب دهند كه چرا زهره هم اندازه ي زمين است اما چنين متفاوت از زمين تحول يافته است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:55 توسط علی
هوای ما از دیروز به شکل وحشتناکی در گرد و خاک فرورفته و جالبه که دیشب توی هیچ دارو خانه ای و یا کالای پزشکی نمی تونستید حتی یه دونه ماسک هم پیدا کنی.
کارهای شرکت ما هم وارد مرحله جدیدی شده و دیگه باید بیشتر از قبل تلاش کرد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:9 توسط علی
دوستان خواهش می کنم کامل بخونیدش هر چند که زیاده.
سلام
دوستان، چند وقتيه عبارتي رو روي وبلاگ ها و كلا اينترنت مي بينم و مي شنوم و حتي توي برخي ماهنامه هاي اسم و رسم دارم مي خونم كه برام جديد و ناآشناست.البته خب از ما بچه شهرستاني ها غير از اينم انتظار نمي ره.اون عبارت هم اينه: (پديده اي به نام ايرج حسابي).
قضيه هم اينه كه گويا جناب ايرج خان حسابي فرزند دكتر حسابي فقيد پدر فيزيك نوين و مهندسي ايران در باره ايشون به شغل جعل داستان و چه بسا شيادي(مي بينين چقدر اوضاع وخيمه) مشغول هستن و البته مثل داستان خير و شر، بالاخره بايد قهرماني هم باشه كه در برابر اين فتنه به پا خيزه كه البته مدتي هم هست پاش خيز برداشته.
خب؛موضوع چيه؟خير و شر كه هميشه وجود داشته، چيز جديدي نيست.درسته دوستان.اما بذارين يه خورده جلوتر بريم.قضيه چيه اصلا؟ايرج خان چيا گفته و اين چيزايي كه گفته چه اثراتي قراره داشته باشن؟چه كسايي رنجيده خاطر هستن و چرا اصلا رنجيده خاطر شدن؟آيا ايرج خان حق داشته درباره پدرش دروغ بگه و آيا اصلا دروغي گفته شده؟اونايي كه از دروغاي اينا ناراحتن چه بايد كنن و خيلي سوالهاي ديگه.
گويا ايرج يه سر شبي (ترجيحا زمستون)كه احتمالا فك و فاميل حسابي ها و منسوبين دور هم بودن ، درباره عيد نوروز و سفره هفت سيني كه چندين سال قبل در ينگه دنيا توسط مرحوم پدر ايرج يعني محمود حسابي پهن شده بوده سر صحبت رو باز مي كنن.اشاره مي ره سر اينكه اصولا ما ايراني ها هميشه قبل از كل جمعيت دنيا همه چيز رو كشف كرديم و كيهان شناسي كلهم روي سفره هفت سين توسط استاد و در حظور اينشتين و بر بچه ها بسط داده مي شه.
گويا حال جناب آلبرت هم به هم خورده(مشخص نيست سوابقش هست يا نه)و احتمالا ماجرايي هم اونجا داشتن با ورثه ي آلبرت كه :آهاي ملت جمع شين كه سيد ،آلبرت رو كشت.
انگيزه ي ايرج هم بالاخره يا بالا بردن رديف حقوق ابوي هست(؟) و يا رو كم كني از پدراي همكلاسي نوه هاش.انگيزه دوستان هم در برابر اين حركت يكي رو كم كنيه و يكي هم صيانت از ده بيست هزار سال تاريخ با شكوهه ايران كه جناب ايرج خان و طايفه حسابي ها كمر به تحريفش بستن كه البته دوستان اونوري گفتن:فوتينا.
اما دعوا سر چيه؟يا كيه؟يه اصلا چرا دعوا؟
آقا حرف و حديث ها اين نيست كه:تو شيادي تو كلاه برداري و بادمجون دور قاب چيني و من پدرت و در مي يارم و شياد خودتي و هفت پشتت و (.....)و (......) و البته كه در جواب (......) و (....) خودتي و ....منو بگيرين و نه ولش كنين ببينم مي خواد چكار كنه و........................اينا نيست.دعوا سر دكتر محمود حسابيه.
اما دو طرف البته يه كار خيلي مهم هم دارن كه جالبه هر دو هم مي خوان اونكاره رو انجام بدن و اونهم چيزي نيست به جز.................اگه گفتين.................اونم يه چيزيه به نام ذهنيّت.بله دوستان هر دو طرف دارن ذهنيت من و شما و پدر و مادر و بقال سر محل و چه بسا خود مرحوم حسابي رو شكل مي دن.ديگه عجيب نيست اگه با اين وضعيت بنده خدايي توي وبلاگش منكر حتي وجود دكتر حسابي هم بشه،چه برسه به اينكه بخواد از يك عمر فداكاري و تلاشش براي اين مرزو بوم حرف بزنه.
مي دونين، بذارين اول چند تا قضيه رو مشخص كنيم.دكتر حسابي مرد سال علمي جهان نبوده.ايشون به انتخاب يك مجله بيوگرافي بين المللي كه البته قابل استناد نيست(يعني افتخار خاصي نيست و نمي شه روش مانور داد)مرد سال علمي جهان شده بوده.به نظر مي ياد ايشون دقيقا شاگرد اينشتين هم نبوده.منم نمي دونم ولي خوندم كه ايشون در جايي فقط اشاره كردن در ديداري با اينشتين مقاله شون رو با ايشون در ميان گذاشته و اينشتين هم ايشون رو به ادامه كار روي نظريه شون تشويق كرده.اما مگه چقدر از افتخارات ايشون مي شه كم كرد؟چه افتخاري كه بزرگترين فرصت زندگي يعني عمر و جوانيت رو برداري از آمريكا بياي ايران ،اونم اون موقع كه علم روزي توي ايران نبوده و تلاش كني يه مشت خاك رو آباد كني كه تا اون سن حتي درست و حسابي توش حتي گل بازي هم نكردي؟
دكتر حسابي كارهايي كرده و سوبقي در كارنامه اش هست (مستند) و شما مي تونين چيزهايي بينين كه به راحتي مي شه حدس زد ايشون كي بوده و چه كرده.مردم اونقدر شعورشون مي رسه كه بفهمن چي دروغه و چي نيست.شخصيت آدما خيلي زود لو مي ره و هيچ كس نمي تونه يه عمر فقط نقش بازي كنه.
من واقعا متاسفم براي هر دو طرف اين دعواي مضحك(ببخشيد كه من اسمش رو گذاشتم دعوا،ولي مگه چه اسم بهتري مي شه براش انتخاب كرد؟). اينقدر بحث درست كردن كه ديگه حرف زدن از دكتر حسابي شده يه موضوع دستكاري شده. و چي مي شه اگه جوان هاي ما بخوان از اين حرفايي كه پشت سر مرحوم مي زنن درباره ي ايشون قضاوت كنن و تازه نگراني اينجاست كه يادشون بره جناب دكتر حسابي 18 ساله كه فوت كرده و همه ي اين حرف هايي كه مي شنوي از دهن ايشون بيرون نيامده.
مگه دكتر حسابي چه چيزي براي جاودانه شدن در ذهن ملت ايران كم داره؟ و در مقابل مخاطب ما در اين گير و دار به حقيقت نياز داره يا به تكذيب گفته هاي جناب ايرج حسابي يا هر كس ديگر؟جناب رضا منصوري در ماهنامه نجوم اينقدر دغدغه جوان ايراني و تاريخ علم رو دارن كه يك صفحه رو با حاشيه بزرگ و خالي و تيتر بزرگ با عنوان شيادي(كه وقتي بازش مي كني شك مي كني ماهنامه اي علمي رو باز كردي و يا خبرنامه داخلي يه انجمن سياسي دانشجويي رو) اختصاص دادن كه خيال مباركشون آسوده بشه كه انجام وظيفه كرده و حق مطلب رو به جا آورده و نه تنها ايرج كه حتي دكتر محمود حسابي رو هم سر جاش نشونده.ذهنيت من و شما اين وسطاز دكتر حسابي چي مي شه؟ آيا جناب منصوري اونقدر تاريخ علم و مسير مردم رو نفهميدن كه بايد به تبيين كامل و درست جناب دكتر حسابي با تمام خصوصيات خوب و بدش پرداخت و قضاوت رو بسپرن به مردم. آيا اعتقاد به اينكه علم معبدي داره كه هر كسي نه تنها اونو نمي فهمه كه حتي حق وارد شدن به بهش رو هم نداره و بيشتر از اون انگار حرف زدن از اون هم براي مردم عادي جرمه، مي تونه كارگشا و سالم باشه.
جناب منصوري نگران چي هستن كه با صحبت درباره دكتر حسابي از پايه و تبيين تمام دستاوردهاي ايشون براي ايران ممكنه حاصل بشه؟ آيا ما در برابر هر تحريف بايد بانگ وا اسفاها سر بديم و تا مي تونيم بگيم شياد،شياد و شياد. اصلا جناب منصوري شما چقدر در شناساندن جناب دكتر حسابي به اين مردم تلاش كردين كه حالا نگران هستين؟ شما كجا بوديد وقتي كه ايرج خان شايعه سازي مي كرد و شيادي؟ مگر فرهيختگان اين ملت و فرهنگي هاي ايران شما و امثال شما نيستند؟ چرا شما از دكتر حسابي آنچه راست بود نگفتيد كه حالا دائما براي تكذيب خبرها احساس نگراني مي كنيد؟ شما در تمام اين مدت چقدر در شناساندن دكتر حسابي و فضايل ايشان تلاش كرديد كه اكنون هر جوان دانشگاهي را در اين هجوم سنگين علم و تكنولوژي بي سلاح نبينيم؟
آقا منصوري گناه شما هم كم از ايرج خان نيست.من البته نمي دانم چقدر از اين دروغ ها را پسر دكتر حسابي ساخته و البته نمي دانم كه شما هم به چه فكر مي كنيد اما مي دانم وقتي مشكلي پيدا مي شود، خيلي بيش از آنچه فكر مي كنيم مقصر وجود دارد.اي كاش شما هم قدري با دور انديشي صحبت مي كرديد و مي فهميديد كه اگر طرف صحبت شما ايرج حسابي است اما آنكه در اين ميان قرباني مي شود(به عمد يا غير عمد)دكتر حسابي است كه اگر شما الان مي توانيد از ايران توسعه يافته صحبت كنيد مشخصا مديون دكتر حسابي هستيد.و البته جناب منصوري بهتره به ويراستار ماهنامه دانشگر بيشتر از ايرج حسابي گير بده تا اطلاعات غلط دست همين جوان ها نده.
افرادي مثل شما و حتي ايرج حسابي(كه مگر بيش از يك مهندسي معمولي و پسر حسابي بودن چه چيزي دارد) كه تنها از حرف زدن لذت مي بريد نمي توانيد شوق مرا براي فهميدن تفكرات دكتر حسابي كم كنيد اما دلم بر اين جامعه علمي مي سوزد كه مردانش بيش از آنكه مرد عمل باشند مرد حرف اند.
همچنان حرف بزنيد دوستان،همچنان حرف...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:28 توسط علی
شركت رصدخانه تلسكوپ بزرگ 30 متري TMT كه قصد ساخت پيشرفته ترين تلسكوپ جهان با گشودگي دهانه ي 30 متري را به عنوان نسل بعدي تلسكوپ هاي حرفه اي غول پيكر دارد، ماناكي در هاوايي را به عنوان محل احداث اين رصدخانه ي نجومي بزرگ انتخاب كرده اند كه طبق زمان بندي تا سال 2018 تكميل خواهد شد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:35 توسط علی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:49 توسط علی
متاسفانه کمتر فرصت نوشتن پیدا می کنم.خیلی گرفتاری ها و همین طور برنامه های جدید وجود داره و برخی از اونا به تازگی پدید اومده و حسابی سر من رو گرم کرده و جالبه که خیلی از اونا برنامه هایی بلند مدت هستن.
جالبه که یه مدتی هست که دوستانم به من سر نمی زنن و برای من خیلی عجیب و قدری هم دلتنگ کننده هست.امیدوارم سلامت باشن و رو به موفقیت.
گرد و غبار ما هم یه خورده کمتر شده هر چند که ما همیشه با این پدیده رو برو هستیم و چون امسال به پایتخت رسیده،بقیه ی ملت متوجه اون شدن.این هم از مزایای پایتخت نشینی هست دیگه،به به.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:47 توسط علی
جشن ملی ساعت های آفتابی رو هم برگزار کردیم و دیروز هم گزارش برگزاری رو فرستادیم تهران.تلاش خوبی بود که البته لذت خاصی داشت.خب،باید به کارهایی جدی تر و البته بهتر فکر کرد و البته ما داریم همین کار رو انجام می دیم.انشاالله طی چند ماه آینده با خبرهای فوق العاده ای غافلگیرتون می کنم.فعلا ازش چیزی نمی نویسم چون ممکنه اون کار انجام نشه و همه چیز به هم بریزه؛اینه که فعلا اون رو نگه می دارم برای بعد(شاید اونقدر ها هم مهم نباشه.
یه مدتیه خیلی از بچه هایی که وبلاگ داشتن و من بهشون سر می زدن کار نمی کنن.عجیبه انگار یه اپیدمی اومده ها.خب برای همه آرزوی موفقیت دارم.
فعلا باید به کارهای شرکت برسم.اما یه نکته،خوبه که از چند نفر از دوستان ولاگی ام تشکر کنم.
از آقا یاسر ممنونم که با ویلاگ دانلود کتب و نرم افزار های نجومی منو همیشه شرمنده خودش می کنه؛می تونین مقالات فوق العاده ای از وبلگش گیر بیارین.از خانم دهداری که به من سر می زنه و البته به من لطف دارن؛مقالات بلند و کاملی در موضوعات مورد توجهشون پیدا می کنی و از هر موضوع می تونی تمام و کمال اطلاع پیدا کنی.از وبلاگ نجومدار ممنونم که به خصوص یه مدت منو پاگیر وبلاگشون کردن،خبر ها جالب و گاهی بحث های بلند و شیرین.از وبلاگ خانم عباسی که مطالب خوبی داره و به من هم سر می زنن،دقت خوبی برای اخبار به روز دارن.از وبگذر ممنونم که هر چند نجومی نیستن ولی مطالب من رو می خونن و نقدهای خوبی بر به خصوص کتاب ها این اواخر انجام می دن.از وبلاگ تازه های فناوری(خانم سحر)که خیلی اخبار جدید و جالب برای دوستان توی آستین دارن و از سر زدن به اونجا پشیمون نمی شین.و همین طور کوچولوی اینترنتی وبلاگ من و برخی از شماها؛محبوبه خانم ۱۲ ساله که خیلی خوب و زیبا می نویسه ؛موقع خوندن احساس نمی کنم دارم فقط یه متن ادبی می خونم،انگار جهان واقعی همونیه که محبوبه می نویسه.برخی از دوستان هم هستن که متاسفانه مدتیه چیزی نمی نویسن که از اون ها هم برای مطالب گذشته ممنونم.
در پناه خدا و موفق باشید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:35 توسط علی
خب،جشن ساعت های آفتابی هم تموم شد و به خاطره ها پیوست.خیلی تلاش کردیم،یک گروه کوچک از بچه هایی که معتقد بودن باید رکودی رو که به انجمن غالب شده بود شکست،و اونا خوب این کار رو کردن.ما دیروز ۳ تا مقاله داشتیم،سه تا کلیپ،اهدای جایزه و یه مجری توانا و همینطور صدابرداری خوب،همه ی اونهایی که دیروز پیش ما بودن از یک برنامه جالب لذت بردن.
دیگه حرفی نمی مونه،باید به برنامه های بزرگتر بعدی فکر کرد.موفق باشید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت7:45 توسط علی



